آشنایی با کمالی ابرقویی به قلم يدالله جلالی پندری

کمالی ابرقویی ( 1250 ابرقو – 1328 تهران) از شاعران و نویسندگان اواخر دوره قاجار و دوره پهلوی اول است. آنچه علاوه بر شاعری و نویسندگی به کمالی اهمیت می بخشد حضور او در مجموعه ارتباطات ادبی و هنری عصر رضا شاه است. حجره چای فروشی کمالی در خیابان لاله زار تهران نه تنها محل رفت و آمد شاعران و نویسندگان آن روزگار بوده بلکه از آن به عنوان یک انجمن ادبی و در ضمن کتابفروشی و یا دفتر هنری نیز استفاده می شده است. آگهی هایی که برای فروش كتاب يا تهيه بليت نمایش و کنسرت در مطبوعات آن روزگار دیده می شود حجره کمالی را محل مراجعه دوستداران کتاب و نمایش و کنسرت معرفی می کند. نیما یوشیج با آن طبع مردم گریزی که داشت دوستدار کمالی بود و به حجره او رفت و آمد داشت و علی دشتی ( 1360-1273) با وجود دیر پسندی های خود گزیده اشعار صائب را که به وسیله کمالی فراهم آمده بود به دوستداران شعر توصیه می کرد و کمالی را « در مناعت طبع و عزت نفس و خیلی از فضائل روحی دیگر مثل صائب تبریزی می دانست. شاعر دیگر آن روزگار یعنی یحیی ریحان (صاحب امتیاز نشریه گل زرد) او را به سبب « صمیمیت و صحت عمل قابل تبدیل شدن به نمایندگانی مانند دکتر مصدق و سید حسن تقی زاده میداند اما نکته ای که همچنان برای نگارنده در پرده ابهام مانده است اینکه در مجموعه ارتباطات كمالی جای پای شاعر همشهری او یعنی فرخی یزدی دیده نمی شود، فرخی هم شاعر بود و هم روزنامه نگار و در دوره قبل از نماینده شدن کمالی، در مجلس شورای ملی، نمایندگی یزد را بر عهده داشت. آیا این عدم ارتباط، به علت ارتباطات کمالی با امثال علی اصغر حکمت و دیگر نزدیکان دربار بوده است؟ اگر چنین بوده چرا هیچ نکوهش یا سرزنشی نسبت به کمالی در اشعار فرخی و یا مطالب روزنامه طوفان او دیده نمی شود؟ امید است در آینده اسنادی در این باره به دست آید.

نخستین آشنایی نگارنده با نام کمالی باز می گردد به آبان 1358 و کلاس درس ادبیات معاصر اخوان ثالث در دانشگاه تهران، در آن سال به پیشنهاد استاد يگانه روزگار ما، دکتر شفیعی کدکنی، و موافقت و همراهی دکتر حاکمی والا، نماد والای صبر و حلم و مدارا که مدیریت گروه ادبیات دانشگاه تهران را بر عهده داشت قرار شد در نیمسال اول مرحوم اخوان ثالث به ما ادبیات معاصر درس بدهد و در نیمسال دوم استاد جمال میرصادقی ادبیات داستانی را تدریس کند. ظاهرا دعوت از بزرگان ادبیات برای تدریس موقت، مسبوق به سابقه بود. چون در مهر 1356 مرحوم زرین کوب از مرحوم عباس یمینی شریف (شاعر کودک) دعوت کرده بود که به ما ادبیات کودکان تدریس کند.

همانگونه که در مقدمة كتاب « تقريرات درس اخوان ثالث یادآور شده ام مرحوم اخوان ثالث در آن کلاس از نگارنده خواست تا به عنوان همشهری کمالی، شعر معروف او (ای آنکه ز بعد ما نهی پا / در ملک وجود شاد و خندان / یاد آر ز روز محنت ما) را بخوانم این آشنایی با نام کمالی در ذهن نگارنده باقی ماند تا در سال 1393 که مشغول نگارش مدخل «نیما یوشیج» برای دانشنامه زبان و ادب فرهنگستان بودم در میانه مطالبی که درباره ارتباطات نیما یوشیج به دست می آوردم نام کمالی به چشم می خورد و چنین به نظر می رسید که حجره كمالى محل رفت و آمد نیما و برخی از شاعران و نویسندگان و حتی موسیقی دانانی همچون کلنل وزیری بوده است.

بعدا در سال 1395 که آقای قیومی در جستجوی موضوعی برای رساله دکتری خود بود به یاد تناسب زادگاه آقای کمالی و آقای قیومی افتادم و این موضوع به وی پیشنهاد شد. در طول سال هایی که آقای قیومی در جستجوی اسنادی برای نگارش زندگینامه كمالی بود دو عنصر را که برای پژوهشهای ادبی ضروری می دانم در کار او شاهد بوده ام: اول جستجوی منابع (استقصای تام) و دوم نگاه همه جانبه به موضوع و امروز که این رساله به سرانجام رسیده و با افزوده هایی قرار است به صورت کتاب انتشار یابد باید با رضایت خاطر بگویم که به همت ایشان، یکی از چهره های فراموش شده ادب معاصر از گمنامی به در آمده و نه تنها باعث افتخار شهر ابرقو بلکه باعث افتخار فرهنگ ایران خواهد بود. از شگفتی های روزگار اینکه با آنکه آقای قیومی از نسل جدید است و این نسل متهم است که به همه چیز نگاه عبوری و مروری دارد اما دقت و پشتکار او قابل تحسین است زیرا با اینکه رساله او به پایان رسیده، اما همچنان در جستجوی اسناد و مطالب مربوط به این شاعر و نویسنده همشهری خود است.

امیدوارم گردش روزگار از شور و اشتیاق ایشان نکاهد و بتوانند کارهای ارزشمند دیگری را به دوستداران فرهنگ ایران تقدیم دارند.

يدالله جلالی پندری

1402 یزد 25 بهمن

(1) مهدی نور محمدی اخبار مشاهیر ادب معاصر در مطبوعات تهران نشر علم

396 1398، ص

386 2) همان ، ص(

452/7

379 3) همان، ص(